داستانی آموزنده از امام محمد باقر (ع):

عده ای به محضر امام باقر علیه السلام رسیدند و دیدند که یکی از فرزندان او بیمار شده است و امام علیه السلام ناراحت و اندوهگین است. با خود گفتند: اگر این کودک از دنیا برود می ترسیم امام علیه السلام را آن گونه ببینیم که نمی خواهیم در آن حال باشد. چیزی نگذشت که صدای شیون اهل خانه بلند شد و فرزند امام علیه السلام از دنیا رفت. آنگاه حضرت نزد آنها آمد در حالیکه چهره او شاد بود و ناراحتی های قبل از سیمای او برطرف شده بود.

آنها به امام علیه السلام عرض کردند: فدایت شویم ما ترس آن داشتیم که با مرگ فرزند حالتی پیدا کنید که ماه هم بخاطر اندوه شما غمگین شویم.

حضرت به آنها فرمود: ما می خواهیم کسی را که دوست داریم بسلامت باشد و ما راحت باشیم اما وقتی امر الهی فرا رسد تسلیم اراده خداوند هستیم.

 

ایشان همواره در سخنانشان به مصافحه با دیگران تاکید می ورزیدند به طوریکه در ضمن سخنانشان می فرمود: مصافحه کردن کدورتهای درونی را از بین می برد و گناهان دو طرف، همچون برگ درختان در فصل خزان می ریزد.

التماس دعا

معاونت فرهنگی و اجتماعی

__________________________________________________________________________

    • آمار بازدید:  امروز:412  این هفته:3895  این ماه:10320  امسال:76783